| نويسنده |
شهر چشمام |
ghoghnoos
كاربر عادي
ارسالها : 3052
محل اقامت : اصفهان
عضويت : جمعه 21 تير 1387 |
| ارسال شده در تاريخ يكشنبه 17 شهريور 1387 - 17:50 |
|
|
تو چشم من نگاه نكن
دنبال اشك من نگرد
چشماي آينه قبل من
تنهاييام رو گريه كرد
بي خودي حالم و نپرس
چيزي نمي فهمي ازم
اشكات و خرج من نكن
ما كه نمي رسيم به هم.....
به قول سهراب...كاش دل آدمها مثل دونه هاي انار بود....
تو چشم من نگاه نكن
شهر غمه شهر چشام
دنياي تو مال خودت
تنهام بگزار با غصه هام
آخ كه چه آسون برات
گذشتن از هر چي كه بود
آدما يادشون ميره
عشق قديمي..خيلي زود
كاش مي شد راست را از دروغ شناخت...كاش اين همه اي كاش نبود..كاش هميشه شبا بارون ميومد و روزا هوا آفتابي بود....
دارن به دنبالم مياند
تموم خاطرات من
مي دوني بي تو ميميرم
تير خلاص و تو بزن
يه آرزو تو قلبم
مي خوام كه اين و بدوني
مثل دل عاشق من
قلب كسي رو نشكوني
وقتي نمونده واسه ما
حتي واسه خدافظي
برو منا تنهام بذار
با اين گلاي كاغذي....
  
يه لحظه فكر كن و ببين چه ساده ميشه رد شد
ساده و بي تفاوت از هركسي ميشه رد شد |
|
| نويسنده |
RE: شهر چشمام |
siminjoon
كاربر عادي

ارسالها : 673
محل اقامت : تهران
عضويت : يكشنبه 5 خرداد 1387 |
| ارسال شده در تاريخ يكشنبه 17 شهريور 1387 - 19:41 |
|
|
مرسي ققنوس.مال كيه؟
روز مرگم هرکه شیون کرد از دور و برم دور کنید
همه را مست و خراب از می و انگور کنید
مزد غسال مرا سیر شرابش بدهید
مست مست از همه جا حال خرابش بدهید
بر مزارم مگزارید بیاید واعظ
پیر میخانه بخواند غزلی از حافظ
جای تلقین به بالای سرم دف بزنید
شاهدی رقص کند جمله شما کف بزنید
روز مرگم وسط سینهی من چاک زنید
اندرون دل من یک قلم تاک زنید
روی قبرم بنویسید وفادار برفت
آن جگر سوخته خسته از این دار برفت... |
|
| نويسنده |
RE: شهر چشمام |
bi-to
كاربر عادي

ارسالها : 4149
محل اقامت : اصفهان زيبا
عضويت : پنجشنبه 8 تير 1385 |
| ارسال شده در تاريخ يكشنبه 17 شهريور 1387 - 19:48 |
|
|
ققنوس تو رو خدا انقدر غمگين نذار دق كردم
            
اينم زيبا بود
خنده بر لب ميزنم تا كس نداند راز من....ورنه اين دنيا كه ما ديديم خنديدن نداشت !
اصفهان را نیمه خوانند از جهان .... صد جهان من دیده ام در اصفهان...
|
|
| نويسنده |
RE: شهر چشمام |
ghoghnoos
كاربر عادي
ارسالها : 3052
محل اقامت : اصفهان
عضويت : جمعه 21 تير 1387 |
| ارسال شده در تاريخ يكشنبه 17 شهريور 1387 - 20:43 |
|
|
نمي دونم شاعرش كيه ولي افشين خونده....
يه لحظه فكر كن و ببين چه ساده ميشه رد شد
ساده و بي تفاوت از هركسي ميشه رد شد |
|
| نويسنده |
RE: شهر چشمام |
mahnaz azmooni
مدير انجمن
ارسالها : 2087
محل اقامت : تهران
عضويت : شنبه 14 مهر 1386 |
| ارسال شده در تاريخ يكشنبه 17 شهريور 1387 - 20:52 |
|
|
      
![]() |
|
| نويسنده |
RE: شهر چشمام |
ghoghnoos
كاربر عادي
ارسالها : 3052
محل اقامت : اصفهان
عضويت : جمعه 21 تير 1387 |
| ارسال شده در تاريخ دوشنبه 18 شهريور 1387 - 01:00 |
|
|
....
واسه
واسه ديدن تو كور مي شد اين چشم هام
حتي تو تنهايمون نداشتم من چشم داشت
حالا تازه شنيدم كجا با كي بودي تو...
توجيه نكن نگو از من شاكي بودي تو
هميشه داد مي زدي سرم و ساكت موندم
نه فكر نكن تو نبودت عاشق موندم...
حالا از عشقي كه داشتم چي برام موند
برو دور شو از جلوي چشمم بي مرام زود..
مي خاي برگردي؟؟سر من شلوغه ساده اي...
مگه تو نبودي كه مي گفتي دروغه عاشقي
حالا تو نبودم اشك نريز طاقت كن
به تو احتياجي نيست اينا باور كن
نمي گم غريبه شده تو واسه من غريبه نيستي
منم سخت واسم ببينم هميشه نيستي...
.....
يه لحظه فكر كن و ببين چه ساده ميشه رد شد
ساده و بي تفاوت از هركسي ميشه رد شد
ويرايش شده توسط ghoghnoos در تاريخ دوشنبه 18 شهريور 1387 - 01:02 |
|
| نويسنده |
RE: شهر چشمام |
ghoghnoos
كاربر عادي
ارسالها : 3052
محل اقامت : اصفهان
عضويت : جمعه 21 تير 1387 |
| ارسال شده در تاريخ دوشنبه 18 شهريور 1387 - 11:49 |
|
|
نگو من بد بودم منا از ياد نبر
بذار خودم به همه بگم..تو فرياد نزن
بايد فراموشت كنم اينا خوب ميدونم
اين ترانه مال تو كه من خوب مي خونم
خوب مي دونم تو اون آدم سابق نيستي
من تورو خيلي مي خوام تو صادق نيستي
حرف بزن تو يه آدمي ساكت نيستي
د بگو بگو تو آدم سابق نيستي
.....  
يه لحظه فكر كن و ببين چه ساده ميشه رد شد
ساده و بي تفاوت از هركسي ميشه رد شد |
|
| نويسنده |
RE: شهر چشمام |
saheb DEL
كاربر عادي
ارسالها : 1842
محل اقامت : همين نزديكي ها!
عضويت : دوشنبه 11 شهريور 1387 |
| ارسال شده در تاريخ دوشنبه 18 شهريور 1387 - 12:40 |
|
|
اميدوارم اروم بگيري
زنبور درشت بي مروت را گو
باري چو عسل نمي دهي نيش مزن!! |
|
| نويسنده |
RE: شهر چشمام |
ghoghnoos
كاربر عادي
ارسالها : 3052
محل اقامت : اصفهان
عضويت : جمعه 21 تير 1387 |
| ارسال شده در تاريخ دوشنبه 18 شهريور 1387 - 12:42 |
|
|

يه لحظه فكر كن و ببين چه ساده ميشه رد شد
ساده و بي تفاوت از هركسي ميشه رد شد |
|
| نويسنده |
RE: شهر چشمام |
ghoghnoos
كاربر عادي
ارسالها : 3052
محل اقامت : اصفهان
عضويت : جمعه 21 تير 1387 |
| ارسال شده در تاريخ سه شنبه 19 شهريور 1387 - 02:09 |
|
|
فردا قرار آخر
حتما بيا يادت نره
مي خام باهات تموم كنم...
اينجوري خيلي بهتره...
  
يه لحظه فكر كن و ببين چه ساده ميشه رد شد
ساده و بي تفاوت از هركسي ميشه رد شد |
|
| نويسنده |
RE: شهر چشمام |
ghoghnoos
كاربر عادي
ارسالها : 3052
محل اقامت : اصفهان
عضويت : جمعه 21 تير 1387 |
| ارسال شده در تاريخ سه شنبه 19 شهريور 1387 - 02:13 |
|
|
ولي رفتي تو.....
يعني همه اونا تو مستي بود
كه مي گفتي تا آخرش با من هستي تو
ما هم يه خدا يي داريم
اينا بدون
اگه تو قصد جدايي داري اينا بدون....
 
يه لحظه فكر كن و ببين چه ساده ميشه رد شد
ساده و بي تفاوت از هركسي ميشه رد شد |
|
| نويسنده |
RE: شهر چشمام |
ghoghnoos
كاربر عادي
ارسالها : 3052
محل اقامت : اصفهان
عضويت : جمعه 21 تير 1387 |
| ارسال شده در تاريخ سه شنبه 19 شهريور 1387 - 02:16 |
|
|
اشك سردم رو نديدي
در(dore)عشق و نخريدي
به دل تاريك شب هام نزدي نور اميدي
سر راهم ننشستي
دل به اين عاشق نبستي
رفتي و پشت سر خود
همه پل ها را شكستي
غزل رفتن سرودي
بي ودايي و درودي
رفتي و از من گذشتي
تو كه يار من نبودي....
 
يه لحظه فكر كن و ببين چه ساده ميشه رد شد
ساده و بي تفاوت از هركسي ميشه رد شد |
|
| نويسنده |
RE: شهر چشمام |
mahnaz azmooni
مدير انجمن
ارسالها : 2087
محل اقامت : تهران
عضويت : شنبه 14 مهر 1386 |
| ارسال شده در تاريخ سه شنبه 19 شهريور 1387 - 11:49 |
|
|
ققنوس جان زيبا بود , اما شاد تر بنويس لطفا, 
![]() |
|
| نويسنده |
RE: شهر چشمام |
bi-to
كاربر عادي

ارسالها : 4149
محل اقامت : اصفهان زيبا
عضويت : پنجشنبه 8 تير 1385 |
| ارسال شده در تاريخ سه شنبه 19 شهريور 1387 - 14:20 |
|
|
بي ودايي و درودي
غلط املايي وداع نه ودايي
من ليسانس ادبيات فارسي قبول شدم مواظب باش غلط ننويسي
خنده بر لب ميزنم تا كس نداند راز من....ورنه اين دنيا كه ما ديديم خنديدن نداشت !
اصفهان را نیمه خوانند از جهان .... صد جهان من دیده ام در اصفهان...
|
|
| نويسنده |
RE: شهر چشمام |
ghoghnoos
كاربر عادي
ارسالها : 3052
محل اقامت : اصفهان
عضويت : جمعه 21 تير 1387 |
| ارسال شده در تاريخ سه شنبه 19 شهريور 1387 - 17:45 |
|
|
من املام زير حد فقر داداش...با هام املا كار ميكنيد
يه لحظه فكر كن و ببين چه ساده ميشه رد شد
ساده و بي تفاوت از هركسي ميشه رد شد |
|
| نويسنده |
RE: شهر چشمام |
ghoghnoos
كاربر عادي
ارسالها : 3052
محل اقامت : اصفهان
عضويت : جمعه 21 تير 1387 |
| ارسال شده در تاريخ سه شنبه 19 شهريور 1387 - 18:42 |
|
|
منو داري مي بيني كه از اين زمونه سيرم
از همه جا بريدم و يه جوون پيرم
كوله بارم و مي بندم و شبونه ميرم
به خاطر تو ديگه كارم تمومه بي رحم....
يه لحظه فكر كن و ببين چه ساده ميشه رد شد
ساده و بي تفاوت از هركسي ميشه رد شد |
|
| نويسنده |
RE: شهر چشمام |
ghoghnoos
كاربر عادي
ارسالها : 3052
محل اقامت : اصفهان
عضويت : جمعه 21 تير 1387 |
| ارسال شده در تاريخ سه شنبه 19 شهريور 1387 - 21:49 |
|
|
سلام....
شهر چشمامم نوشتم...غصه ي تلخم و گفتم...ديگه انگار آخره غصه رسيده...شايدم نه...ولي براي من قصه برابر با غصه...و غصه تموم شد....ديگه از موزايك كردن كف اين سايت هم كاري بر نمياد...ديگه كار از اين كارا گذشته...كار از هر كاري گذشته...اگر كه درد از اين گريه تا عصب برسد...اگر كه عشق لبالب شود...به لب برسد...كه سالها بدوي قبل خط پاياني...يواش سايه يكي مرد از عقب برسد..كه شام گريه كني تا 2باره صبح رسد...كه صبح گريه كني تا 2باره شب برسد...كه هي سه نقطه بچيني...اگر...ولي...شايد...كسي نمي آيد...نه كسي نمي آيد
من در انتهاي شهر چشمام به زندگي سلام مي كنم
ز دست ديده و دل هر دو فرياد
كه هرچه ديده بيند دل كند ياد
بسازم خنجري نيشش ز فولاد
زنم در ديده تا دل گردد آزاد
خداحافظ تك چراغ زندگي...آره يه ستاره ي ديگه در يه آسمون ديگه داره بهم چشمك مي زنه....آره حرف تو قبول...باشه هر چي تو بگي...ولي بدون اگه روزي بخام ستاره اي رو نگاه كنم...تنها به ستاره ي قطبي نگاه مي كنم...چون همه ي ستاره ها دروغ مي گند...حالا ستاره تو مي خاي ستاره ي آسمون كي بشي...؟حتما مي گي به خودم مربوطه...آره به خودت مربوطه ولي عزيزم يادت رفته كه بين ما بين من و تو خودي نيست...آره همه چيز يادت رفته..يادت اون روزاي خوب و...يادت زير بارون چقدر راه رفتيم...يادته وايسادم زير ناودون...زير ناودون...چقدر خنديدي...يادته هيچ وقت نخاستم خيس بشي حتي يه قطره...حتي يه ذره....نه ديگه منا فراموش كن...ديگه تموم شد اون روزاي خوب...خودت شهر چشمام و سوزوندي....خودت همه چيز و به نابودي سپردي..نه فكر نكن اون تو تو هستي...نه چون ديگه در زندگيم نيستي....آره بهتره اين طوري باشه...باشه....ولي اينا بدون يه روز پشيمون ميشي...مثل هميشه و اون روز پشيموني سودي نداره...آره خيلي وقته آزادي..خيلي وقت راحتي و من اين آسايش رو به تو و همه ي كساني كه بهت تقديمش ميكنند تبريك ميگم...اميد وارم هميشه شاد باشي...هميشه سر افراز و هميشه بي نياز از من ....بدرود تا هميشه 
يه لحظه فكر كن و ببين چه ساده ميشه رد شد
ساده و بي تفاوت از هركسي ميشه رد شد |
|
| نويسنده |
RE: شهر چشمام |
ghoghnoos
كاربر عادي
ارسالها : 3052
محل اقامت : اصفهان
عضويت : جمعه 21 تير 1387 |
| ارسال شده در تاريخ سه شنبه 19 شهريور 1387 - 22:03 |
|
|
چه روزاي سختي رفت و سخت تر اومد
پدر وقتي رفت...غم از در اومد...
وقتي همه سر مستند با عرق و ودكا
من در دستمه ورق و خودكار
رشد نكردم مثل علف هرز
پشت نكردم من به هدف سبز
انتظار كمك ندارم من از قرض الحسنه
كمك...كمك كه ضرب المثل
از گفتن حرف بله قربان بيزارم
پس از الان دستم و رو قرآن ميگزارم
كه به دست هيچ احدي عاتو ندم
اگه تو بدي بلدي منم با تو بدم....
اينا رو گفتم چون من اينجوري بودم و هستم...پس زين پس ....
يه لحظه فكر كن و ببين چه ساده ميشه رد شد
ساده و بي تفاوت از هركسي ميشه رد شد |
|
| نويسنده |
RE: شهر چشمام |
bi-to
كاربر عادي

ارسالها : 4149
محل اقامت : اصفهان زيبا
عضويت : پنجشنبه 8 تير 1385 |
| ارسال شده در تاريخ چهارشنبه 20 شهريور 1387 - 00:17 |
|
|
امير چهت شده پسر نگرانم كردي منتظر جوابتم
خنده بر لب ميزنم تا كس نداند راز من....ورنه اين دنيا كه ما ديديم خنديدن نداشت !
اصفهان را نیمه خوانند از جهان .... صد جهان من دیده ام در اصفهان...
|
|
| نويسنده |
RE: شهر چشمام |
ghoghnoos
كاربر عادي
ارسالها : 3052
محل اقامت : اصفهان
عضويت : جمعه 21 تير 1387 |
| ارسال شده در تاريخ چهارشنبه 20 شهريور 1387 - 00:43 |
|
|
چيزي نيست...بي خيال......
يه لحظه فكر كن و ببين چه ساده ميشه رد شد
ساده و بي تفاوت از هركسي ميشه رد شد |
|